مادر شدن
🌱
چند ساعت بعد از زایمان، در حالی که دراز کشیده بودم و نوزادم رو در آغوش گرفته بودم به مادرم گفتم که باورم نمیشه زنها هر روز و سالهاست این کار رو انجام میدن.
گفتم به نظر من بدن زن واقعا شگفت انگیزه و چقدر درون مون قویه.
بهش گفتم چقدر قوی بوده که منو به دنیا آورده!
یادم می آید اون روز به این فکرمیکردم که وقتی به این دنیا قدم گذاشتم چقدر برهنه و ترسیده بودم و برای نفس زدن تقلا میکردم..
این افکار دقیقا همون روزی که فرزند خودم نفس نفس زنان و برهنه و ترسیده به این دنیا پاگذاشت به ذهنم رسید.
فکر میکنم من همون روز به عنوان یک مادر دوباره متولد شدم.
با وجودی کاملا متفاوت
من بودم، در حالی که درد کشیده بودم و مبهوت بودم و بیشتر از همیشه نیاز به کمک و توجه داشتم.
لحظه ورود فرزندم دنیا متفاوت به نظر می رسید دیگه مثل قبل نبود
دنیا قابل توجه
استثنایی.
و کمی ترسناک به نظر میرسید
و بعد من در یک لحظه عاشق شدم
و ناگهان دنیای من در آغوشم بود.
این اتفاق شگفت انگیز منو به یکباره ترسوند و در عین حال آرومم کرد.
من در یک لحظه تغییر کردم.
من دیگه اون دختری که مادرم به دنیا آورده بود نبودم.
روزی که فرزندم به دنیا آمد، من هم به دنیا اومدم.
پینوشت: میدونم که همه مادرها دوران بارداری و زایمان شون توام با عشق به فرزند نیست. حتی بعضی از مامان ها تا ماه ها بعد از تولد فرزندشون عشقی احساس نمیکنند. همه اینها طبیعی هست و قرار نیست عشق در لحظه اول اتفاق بیافته. خیلی از ماها برای عاشق شدن نیاز به شناخت بیشتر داریم. امیدوارم این پست کسی رو نگران نکرده باشه💚🙏🌱
مادر شدن


مادر شدن 

